تبليغاتX
شب آفتابی 2
در اسارت انتقامی نهفته است ، که سکوتش انتقام و کبوترش آزادیست
 

پنجره ناگهان پر شد از شب،

شبی تهی از صداهای پر سکوت .

داشتم با همه جنبش هایم مثل آبی راکد

آرام آرام داشتم لرد میبستم در گودالم.

گوش دادم به همه زندگیم

لحظه ای فانی را چرخ زنان میپیمود

و روان میشد بر سطح فراموشی...

آه ، من پر بودم از شهوت ــ شهوت مرگ

سینه ام از احساسی سرسام آور تیر کشید.

آه ، من به یاد آوردم روز بلوغم را

که همه اندامم

باز میشد در بهتی معصوم...

در حباب کوچک روشنایی خود را

در خطی لرزان خمیازه کشید.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت 0:14  توسط اسیر تنها | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ

نوشته های پیشین
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
پیوندها
احساس
حقیقت تلخ ." سحر "
درخت زندگی." آرش"
لینک رایگان. "شروین"
(بدوبدو تا فیلتر نشده هر چی بخوای داره !!!) "شروین"
(وبلاگ بی بی جون مثل هیچکس) "محمد"
یادداشتهای یک خاک نویس "باران"
جدیترین جک و اس ام اس ها از "اکبر "
عشق یعنی این!
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان


irLearn.com

»افراد آنلاين:
»تعداد بازديدها:
»کاربر: Admin
اين صفحه را صفحه ی خانگی خود کنيد
 
border="0" ALT="Google" align="absmiddle">